تبليغاتX
این نیز بگذرد....
احوالات یومیه

 

 

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس  را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را جامی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط مهدی  |