تبليغاتX
این نیز بگذرد....
احوالات یومیه

 

دردیست غیر مردن کان را دوا نباشد 

  پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

استخون

این علالدین هم آدمو مجبور میکنه که آپ کنه .

شرمنده هرچی میخواستم نجابت به خرج بدم نشد .

ولی یه همون جیغ ..... میارزید که کرم ریزی کنم ولی یاش به خیر خیلی خوش گذشت اون روز به غیر از ۲جا.

اول اینکه موقعی که نشستیم تو ماشین من جای خیلی بدی نشستم که خدا نصیب دشمن آدم نکنه. ..... نیشتو ببند همش تقصیر تو بود .کاش تو جای من بودی اون وقت من بهت میخندیدم تابفهمی چه مصیبتی کشیدم .

دومیش هم وقتی بود که..... رفت .

 

این عکس رو هم علاالدین تهدید کرد اگه ازس استفاده نکنم . خودش استفاده میکنه

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 بهمن1386ساعت 0:36 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

ای کاش جرات فریاد زدن را داشتم.............

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط مهدی  |