
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 29 آذر 1386 [2007.12.20]
در دنيايي كه عمده ويژگياش سرگرداني نسل بشر است، ما ايرانيها سرگردانتر ار ديگر ملتها به نظر ميرسيم. ظاهرا ما همه چيز ميخواهيم و هيچ چيز هم نميخواهيم.
رفتار اغلب ما به گونهاي است كه گويي همه خيرات و خوبيهاي عالم را در بستهاي پيچيده اند و وظيفه ما فقط اين است كه در آن بسته را بگشاييم و بهشت برين را پيش روي خود بينيم.
همين است كه به جاي عالم واقعي به دنياي خيال دل ميبنديم و نميپذيريم كه در اين هستي هر خيري الزاما به شري آميخته است كه بدون تحمل آن شر به خيرش نميتوان دست يافت.
چقدر دلم برای خودم تنگ شده ![]()
دیروز موجودی رو دیدم که یک سرباز بیچاره رو فقط به خاطر یک روزنامه 100 تومنی تازه اونم روزنامه جام جم 24 ساعت انداخت بازداشت
. حالم به هم خورد
. حیف اسم آدم که بعضی ها رو خودشون میذارن . واقعا خدا راست میگه : کالانعام بل هم ازل ( مثل حیوانات بلکه پست تر ) .
خدا به هر کی قدرت میده اول ظرفیتشو بده. آآآآآمین![]()
چقدر صدای اذان برام لذت بخشه
یعنی حقیقت داره !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
باید بسی تامل و تفکر نمود
بالاخره آنفلونزا گرفتم والان دارم حال میکنم![]()
اخبار رادیو لندن
دینگ دین دینگ…..
اینجا لندن است رادیو بی بی سی
طی آخرین اخبار واصله هفته گذشته یک عدد دایناسور از نوع تیرانا زئوس با یک عدد دامپزشک وصلت نمود
و یکی از گونه های نادرموجودات ماقبل تاریخ از خطر انقراض نجات یافت .
تحلیل و حواشی خبر :
این نوع کمیاب ، عاشق هر موجودی به این سادگی نمیشه ولی اگه هم بشه ول کن معامله نیست . میگین نه !!؟؟؟ از علالدین بپرسید.
تیرانا زئوس ممکنه به خاطر عشق بیمار بشه و بمیره . میگین نه !!؟؟ از علاالدین بپرسید.
دایناسورها محاله عاشق کسی بشن و اون رو ول یا فراموش کنن مگر اینکه از یکی دیگه خوششون بیاد. میگین نه !!؟؟ از علاالدین بپرسید.
این نوع موجود کمیاب وقتی با یکی بد میشه حاضر همه جور تهمتی بهش بزنه حتی اگه هزار بار بهش محبت کرده باشه . میگین نه !!؟؟ از علاالدین بپرسید.
(خدا پدر بیکاری رو بسوزه ، ولی خدایش این رو از علاالدین بپرسید )
حالا به نظر شما الان علاالدین از ناراحتی کجای بدنش در حال سوختنه !!!!!!؟؟؟؟؟؟
بذارین خودم بگم . به نظر من در حال سوختن نیست که در حال عروسیه. میگین نه!!؟؟ از علاالدین بپرسید.
سخن آخر :
ما که رسالت خبرنگاری خودمون رو انجام دادیم ، حالا نوبت علاالدینه که معرفت نشون بده و اصحاب خبر رو به نوایی برسونه .
شب خوش
ای خدا عجب شب پر مشغلعه ای بود . حالا ببینیم امشب توفیق اجباری نصیبمون میشه و باید بریم ماهون عروسی یا اینکه اگه حالی بود باز بیام یه خورده بنویسم .
چرا اینقدر زود دیر میشه....!!!!!