تبليغاتX
این نیز بگذرد....
احوالات یومیه

چقدر صدای خدا بیامرز ایرج بسطامی گرم و آرام بخشه

سکوت اگر نشانه رضا بود چگونه باور نکنم

سکوت گویای تو را

نگاه اگر پیام آشنا بود چرا تمنا نکنم

نگاه گیرای تو را

.

.

.

.

.

سکوت گویای تو را

نگاه گیرای تو را.... دلللنگ ددللللم لم لم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آبان1386ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

خدا رو شکر دارم جنب و جوش سابقمو پیدا میکنم (البته تعریف از این جنب و جوش رو فقط خودم میدونم ) . هر چند قبلا هم کم بود ولی از هیچی بهتر بود . نمیدونم این 3 ماه خدمت چی به سرم آورده . از یک سری جهات خوب بود . ولی از یک سری جهات هم بد بود . من خودمو کشتم که جنبه های خوبشو بگیرم .

دچار یک نوع روزمرگی شده بودم .

 

از شهریور تا چند وقت پیش کلا کلکم کنده شد . تازه تونستم خودمو باز یک کم جمع و جور کنم.

 تقریبا از فروردین ماه بود که داشتم یه سر و سامونی به ذهن و فکر کردنم می دادم. به نتایج خوبی هم رسیدم . الان دارم دوباره شروع میکنم. ولی باید حواسم به زمان هم باشه .

 

یک قضیه هم بعضی وقتا ذهنمو مشغول میکنه ، در مورد این قضیه کاملا هنگ کردم هر چی بیشتر فکر میکنم کمتر به نتیجه میرسم....!!! مددی کن ای خدا

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 6:28 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

امشب می خواستم حتما آپ کنم . ولی سر درد امان نمیده
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

امروز یک مطلب جالب از مازیار رادمنش توی روز آنلاین خوندم که به نظرم جالب اومد 

 

انتقاد از "ناشي" ها

درباره اکبر هاشمي رفسنجاني - چهارشنبه 23 آبان 1386 [2007.11.14]

مازيار رادمنش

اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان در مراسم افتتاحيه همايش‎ ‎اتحاد ملي؛ راهبردها و سياست ها گفت: ‏‏"ما در مجمع تشخيص سياست هاي همبستگي ملت را تصويب و نيز موانع پيش رو و‎ ‎راهکارهاي حل اين ‏مشکلات را معلوم کرديم. انتظار داشتيم پس از تصويب اين سياست ها، کار وحدت بيشتر بشود که‎ ‎هنوز نشده و ‏هنوز به انتظار تحقق آن سياست ها هستيم‎.‎‏ اصل اختلاف را‏‎ ‎قرآن پذيرفته، ولي آنچه قرآن با آن سرسختانه مخالفت ‏مي کند و مشکل ما نيز هست، تنازع است. اگر اختلاف ها تبديل به تنازع نشود، تبديل به رقابت سالم مي شود که ‏چيز‎ ‎خوبي است‎.‎‏" هاشمي رفسنجاني که توسط رئيس جمهور تلويحا "خائن" خوانده شده است، گفت "ما در ‏معرض فتنه‌هاي بسياري قرار داريم، اختلافات منطقه‌اي هم در اوج است، آمريکايي‌ها به هر جايي که مي‌خواستند ‏لشكرکشي کردند و نيروهايشان را چيده‌اند؛ خطر‎ ‎هست، جدي هم هست‎.‎‏" هاشمي رفسنجاني گفت: "ما با اتحاد ‏پيروز شده ايم و معجزه تاريخي برافکندن شجره خبيث شاهنشاهي‎ ‎با همين حرکت اتحاد آميز مردم در خيابان ها ‏انجام شد‎.‎‏" وي سپس به انتخابات اشاره کرد و گفت: "چرا بايد در‎ ‎آستانه انتخابات، نگران دشمني تنازع باشيم؟ اگر ‏هدف خدمت است، راهکارش اين است که‎ ‎انسان افکار سازنده خود را با مردم در ميان بگذارد و دروغ هم ‏نگويد‎.‎‏" وي بدون اشاره مستقيم به احمدي نژاد که در هفته گذشته در نماز جمعه رفتارش را تلويحا ناشيانه خوانده ‏بود، گفت: "امروز کارهاي ناشيانه اي در حال رخ دادن است که از آن جمله، تنازع بي جهت سياسيون و‎ ‎احزاب ‏است‎.‎‏" ‏

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 8:46 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

در راه خدا ، یکی یه خرده منو نصیحت کنه !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

امروز رفتم سر پست جديدم. آفا بد جايي هم نيست به شرطي كه هميشه همينجوري باشه. شدم منشي تامين پاسدار قرارگاه ستاد فرماندهي  oh baby,some body stop me

امروز يك اتفاق خنده دارهم افتاد ، كلانتري 13پشت ستاد فرماندهيه . 2تا افغاني كه توسط كلانتري 13 دستگير شده  بودند به حساب خودشون مي خواستن زرنگي كنند و در برند . زود از ديوار كلانتري ميرن بالا و وارد ستاد ميشن ، هنوز از ديوار پايين نيومده بودند توسط  دژبانهاي ستاد دستگير ميشن . به قول معروف ميرن توي قال زنبورها .

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 3:25 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

امشب تصمیم گرفته بودم یک مطلب از احوالاتی که این چند روز داره بهم میگذره و برام یک مسئله شده رو هر چند سر بسته بنویسم ، ولي نه حسش بود و از همه مهمتر منصرف شدم.

               شايد وقتي ديگر................

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 9:41 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

امروز بالاخره معلوم شد كه محل خدمتم كجايه !!!!!

جايي كه عرب ني انداخت.

فرارگاه ستاد فرماندهي. البته هنوز دقيق مشخص نيست كه تا چه مدت اونجام . ولي  از بلاتكليفي كه بهتره.

البته دارم ناشكري مي كنم ، خوب بود بيفتم زاهدان مثل حجت ، ميثم ، محمد يا مثل سعيد كه افتاد مرز ميرجاوه .

حالا فردا بايد ساعت شش برم تازه رژه هم داريم . توكل به خدا .

چند تا از هم دوره ايهاي دانشگاه هم اونجاين. كه تا اينجا علي رو امروز ديدم محمد رو هم احتمالا فردا ببينم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آبان1386ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

خدایا سایه این موجود (احمدی نژاد) را کم کم از سر ما کوتاه نفرما . آمین
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 8:7 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

هنوز اثرات انتحاری دوران آموزشی تموم نشده.

می خواستم خاطرات آموزشی رو بنویسم ولی دیدم خیلی طول میکشه اما سعی میکنم بعضی جاها یادی ازشون بکنم.

خداییش دلم برای بچه ها تنگ شده . مسعود . سمکو . هاوار .توحید .سعید. قادر مهدی. رضا . حسین.ایمان............................. 

امشب داشتم توی ساندویچی برای خودم صف جمع کار میکردم . یارو فکر کرد دیوونه شدم که دارم رژه میرم. روز شنبه هم که باید برم تا معلوم بشه که کدوم یگان میفتم.

 

 

این فیش موبایل هم که باز زیاد شده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

دیدین برگشتم......... (به نقل از سنجد). باز شروع میکنم به پست دادن
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط مهدی  |