تبليغاتX
این نیز بگذرد....
احوالات یومیه

خدايا ...

خدايا به من زيستني عطا کن، که در لحظه ي مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطا کن که بربيهودگيش سوگوار نباشم . براي اينکه هر کس آنچنان مي ميرد که زندگي مي کند. خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .

خدايا رحمتي کن تا ايمان ، نان ونام برايم نياورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم ، تا از آنهايي باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار مي کنند ، نه از آنهايي که پول دين مي گيرند و براي دنيا کار مي کنند .

 

 

shariati

 

نمي دانم ...

نمي دانم پس از مرگ چه خواهد شد

نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولي بسيار مشتاقم ،

که از خاک گلويم سوتکي سازد ،

گلويم سوتکي باشد ،

به دست کودکي گستاخ و بازيگوش

و او

يکريز و پي در پي

دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،

بدين سان بشکند درمن

سکوت مرگبارم را...

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

عجیب دلم گرفته..........
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

اين آقاي پور محمدي وزیر کشور كه بحث ازدواج موقت رو اينقده داغ ميكنه و پشتيبتاني  ، بهتره براي بازار گرمي هم كه شده اول دختر خودش بدست يك آدمي كه مي خواد به طور موقت ازدواج كنه بسپاره تا ببينيم چقدر به حرفش ايمان داره . اگرچه من مطمئنم  كه اين جماعت ايماني ندارند ودر لباس چوپان كار گرگ رو ميكنن.

آخه من نميدونم كه تا كي مي خوان با اين موضوعات نخ نما سر ملت رو شيره بمالونن. البته میدونم تا کی ....!!!!! تا وقتی که ملت ایران بخواهند . چون خدا میگه من سرنوشت هیچ ملتی رو تغییر نمیدم مگر انکه آن ملت بخواهند و سرنوشت خودشون رو تغییر بدن.

+ نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 2:42 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

عجب..

بالاخره رورتی فيلسوف هم فوت کرد . حیفش  خیلی از عقایدش خوشم میومد . خدا رحمتش کنه .

همش این جمله که میگه : آزادی رو پاس بدار  حقیقت هوای خودشو داره  تویه گوشمه . عاشق این جملش بودم

متن خبری هم که روی سایت بي بي سي بود در پی می آورم .

ریچارد رورتی سابقه تدریس در دانشگاههای پرینستون و ویرجینیا را داشت و در سالهای آخر عمرش در دانشگاه استنفورد آمریکا، ادبیات تطبیقی تدریس می کرد.

رورتي

آقای رورتی، که پیش از مرگ یکی از بزرگترین فیلسوفان زنده دنیا به حساب می آمد، به سنت فلسفی پراگماتیسم آمریکایی تعلق داشت و از فیلسوفانی چون جان دیویی بسیار تاثیر پذیرفته بود.

آقای رورتی در سال 1383 شمسی (2004 میلادی) به ایران سفر کرد و در خانه هنرمندان ایران درباره نسبت دموکراسی و فلسفه سخنرانی کرد.

چند روز پیش از سفر رورتی به ایران نیز یکی از مقالات او در قالب کتاب کوچکی با عنوان "اولویت دموکراسی بر فلسفه" در بازار کتاب ایران منتشر شده بود.

رورتی در آن سخنرانی و آن مقاله استدلال کرده بود که برای رسیدن به دموکراسی تلاش برای ایجاد نهادهای دموکراتیک و تجربه دموکراسی، مهمتر از نظریه پردازی در باب دموکراسی است.

رورتي

نظرات رورتی به مذاق بعضی از روشنفکران ایرانی خوش نیامد و بحثهایی را در روزنامه ها و محافل روشنفکری ایران برانگیخت.

مشخصات تعدادی از کتابهای ریچارد رورتی که به فارسی ترجمه شده اند، به شرح زیر است:

- اولویت دموکراسی بر فلسفه، ترجمه خشایار دیهیمی، انتشارات طرح نو
- فلسفه و امید اجتماعی، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، نشر نی
- کشور شدن کشور، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، نشر نی
- پیشامد، بازی و همبستگی، ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 1:22 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

این سیستم ما ویروس گرفت و مانند خر در گل فرو رفتم...... این علی با این همه سفاهتی که داشت چند بار به من گفت یه آنتی ویروس معمولی هم شده روی این طفل معصوم نصب کن ولی کو گوش بدهکار  .

بعد هم که سیستم رو دادم برای عمل جراحی  معلوم شد که زبون بسته سرطان ایدز نوع ب مثبت گرفته و حدود ۶۰ درصد عکسام پاک شدن. 

بیچاره علی ۲-۳ روز توی اتا ق عمل بود تا تونست یه کارایی براش انجام بده با همه تلاش شبانه روزی هم که کرد  ولی بالاخره نقص عضو شد . الا هم داره دوران نقاهت رو میگذرونه

یه پادزهر هم روش نصب کرده که ویندوز بیچاره یخ میزنه و هرچی بریسی پنبه میکنه پسوردش رو هم به من نمیده میگه به حکم دادگاه که به ریاست علاالدین کبیر برگزار شده تو صلاحیت داشتن پسورد رو نداری می خواستم برم تجدید فراش کنم که دیدم پول شیربها رو ندارم و کسی هم بی شیربها بهم سیستم نمیده پس مجبوریم با همین بسوزیم و بسازیم  .

 البته به قول حکیمی (علاالدین کبیر) که همیشه میفرماید : درسی باشد برای آیندگان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 1:36 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

عجب.......

              عجب..............

                                  عجب از این زمون.................................

این نیز بگذرد........ ولی به سختی

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط مهدی  |