تبليغاتX
این نیز بگذرد....
احوالات یومیه
 

عجب خر تو خری شده اوضاع این چند روز توی این شهر....

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس  را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را جامی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

سلام علیکم و رحمه ا...

کلا یه ۱۰۰۰ سالی میشه که آپ نکردم.

خدا پدر پول رو بسوزونه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت 8:27 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

 

زنگها برای که به صدا در می آیند...

 

نبود ۲ روز دیگه ..... ؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 1:47 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

 

قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید . حالا قدر سلامتی رو میدونم .

بالاخره سرما خوردم . به قول کرمونیا ور فخ فخ افتادیمو آب از پک و پوزمون سر کرده...  

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 10:11 بعد از ظهر  توسط مهدی  |